ضبط کن ای چرخ فریاد مرا

یک دهه گذشت تا دلم گرفت...

نوحه ها خوانده شد تا دلم گرفت

روزها گذشت تا دلم گرفت...

و "مادر" خواست و شد.

با خودم می گفتم چرا "مادر"؟

.

.

.

!؟!

حالا می فهمم این روزها گذشت تا بفهمم چرا "مادر"...

ولی چرا بعد از یک دهه؟

چرا بعد از این همه سال؟

هر چه بود و هست خیر است.

من هم " مادر" دارم...

و این روزها مادرم بیمارست.

 

 

 

سوسوی چشمانش دورها را هم می بیند/اشکها و لبخندها /

دعا می کند و ما ( آمین ) می گوییم.!!!

مادر به خواب می رود...

علی به بالینش آمد...

صدا میزد و التماس می کرد/ بمان / بمان/ بمان...

مادر با اشک چشم علی لحظه ای چشم باز می کند

و دوباره مادر به خواب می رود...

و

مادر می رود...

می رود...

می رود...

...

 

 یا زهرا

 

ضبط کـن ای چـرخ فریـاد مــرا

بشـنـویـد آیـــنــدگان داد مــرا

ناسپاسان دخت احمد را زدند

فاش می گویـم محـمد را زدند

آنـچه بیداد خزان با یـــاس کرد

درد آن را باغبان احساس کرد

/ 13 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر ..

برداشت اول .. اینجا مدینه ست ! و یک علی تنها .. .. دیگر علی مرد ! پهلوان بدر و خیبر را می گویم .. .. دار و ندار علی رفت چگونه طاقت بیاورم زهرا ؟ .. همه چیز و همه کس را می توان تسلا داد ! .. اما من با در نیم سوخته و میخ خونین چه کنم ؟!

رهگذر ..

برداشت دوم .. مگر می توان یاد کوچه را از یاد حسن برد ؟ تداعی می شود هی گهگاهی در ذهنش بغض جمع شده در گلویش ! .. هی صبر می کند / خون دل می خورد .. مادر هر کس نداند که حسن ات می داند ! چه شد در کوچه ! می خواهی لگد ان ملعون مرد و سیلی اش را ندیده بگیرم هیچ نگویم باشد .. کلامی از لبانم بیرون نمی آید پس ما را با خود ببر جان حسن ات .. التماس ات می کنم !

رهگذر ..

برداشت سوم .. چه باید گفت از حسین !؟ همه ی عالم و آدم دورش می چرخد اما حسین صورتش کف پای مادرست عرش می لرزد همه می دانند که حسین هلاک مادرست ! و ایضا مادر .. .. اما کمی عاطفی تر .. مادر .. التماس حسین چاره ساز نیست ؟ من که می دانم آخر کار این دنیا در قتله گاه با من ست باشد حسین ات صبر می کند تا عاشورا ! .. لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

رهگذر ..

برداشت چهارم .. چرا می گویند ام المصائب ؟ زینب مگر فاتح المصائب نیست !! .. همه را در هم نوردید ! مادر سوخت فرق پدر دو نیم شد حسن جگرش تکه تکه .. سمت قتلگه گاه نمی روم چون داغ هفتاد و دو تن در یک روز گفتن ندارد ! پس صبر را گرفتار خود کرده این سالار .. .. این روزها چادر خاکی مادر بر سر زینب است و تبسم پر از غم حیدر به دختر ! ..

زلال

[گریه][گریه][گریه] همه می دانند که حسین هلاک مادرست ! . . . [گریه]

شوق پرواز

هوالرحمن تسلیت عرض می کنم ای سرپناه عارف و عامی نگاه تو آتش گرفت خیمه ی گردون ز آه تو آیا چه بود قسمت تو غير درد و درد آیا چه بود غیر محبت گناه تو ساقي علی (ع) ست - كوثر جوشان حق تويي ما تشنه ايم تشنه ي لطف نگاه تو در چشم من تمام زمین سنگ قبر توست گردون کجا و مرقد بی بارگاه تو التماس دعا

خاکسار میکده

یا حسین .ع. سلام من الرحمن نحو جنابکم...سلام بر شما زلال عزیز...من هم یه جورایی، مثل شما، زلال هستم...zolal121...اگه خدا قبول کنه...از آشنایی با شما خوشوقت شدم...موفق و سربلند باشيد...به اميد ديدار...خدانگهدارت...يا علي .ع.

راحیل

به روی قطره ی اشکم نوشته دست جگر مزار خاکی زهرا(س)،کجای این دنیاست؟ تمام عالمیان ناتوان ز حل سؤال جواب کامل آن دست مهدی(عج) زهرا(س)ست اللهم عجل لولیک الفرج

راحیل

سلام بزرگوار دعوتتان می کنیم غروب شلمچه